ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
427
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) ابو سيّاره متعى هم پيمان بنى بجاله بوده است . عثمان بن عمر ، از سعيد بن عبد العزيز ، از سليمان بن موسى ، از ابو سياره متعى ما را خبر داد كه مىگفته است * به پيامبر گفتم مرا نخلستانى است ، فرمود زكاتش را بپرداز ، گفتم كوهستان آن جا را مخصوص من قرار بده ، و آن حضرت آن را در اختيار من گذاشت . « 1 » وحشى بن حرب حبشى او قاتل حمزة بن عبد المطلب رضى الله عنه است ، پس از جنگ احد مسلمان شد و گاهى با رسول خدا مصاحبت داشت و از آن حضرت حديثهايى شنيده است . او در كشتن مسيلمه كذاب هم شركت داشته و خود مىگفته است بهترين مردم - حمزه - و بدترين مردم - مسيلمه - را كشتم ، او به شام كوچ كرد و ساكن حمص شد و اعقاب او تا امروز - قرن سوم - در حمص باقىاند . وليد بن مسلم از گفتهء يكى از نوادگان او كه نام او هم وحشى و نام پدرش حرب بوده است چند حديث را از گفتهء پدر بزرگش از حضرت ختمى مرتبت نقل كرده است . وليد بن مسلم مىگويد همين نوادهء او از گفتهء پدر بزرگش وحشى مرا خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه ابو بكر براى خالد بن وليد رايت فرماندهى جنگ با از دين برگشتگان را بست به من گفت اى وحشى ! همراه خالد برو و در راه خدا جنگ كن همانگونه كه براى جلوگيرى از راه خدا جنگ مىكردى . وحشى مىگويد همراه خالد رفتم و با بنى حنيفه روياروى شديم و آنان دو يا سه بار مسلمانان را عقب راندند و سپس خداوند بر مسلمانان رحمت آورد و توبهء ايشان را پذيرفت و در قبال فرود آمدن شمشيرها بر سرشان ايستادگى كردند و من شرارههاى آتش را از برخورد شمشيرها ديدم و آوايى چون بانگ جرس شنيدم و چندان شمشير زدم كه دستهء شمشير در دستم به خون آغشته شد و خداوند
--> ( 1 ) شرح حال اين مرد در اسد الغابه ، ج 5 ، ص 224 گوياتر آمده است و آن جا گفته شده كه زنبور دار است يعنى به جاى نخل ، نحل درست است و پس از اين كلمه افزوده است كه عسل به دست مىآورم .